فرهنگ آریان‌پور

اختیار دادن به

#۳٬۲۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

invest

گذاردن، نهادن، منصوب کردن، اعطاء کردن سرمایه گذاردن

۲

commission

ماموریت، تصدى، حق العمل، فرمان، حکم، هیئت، مامورین، کمیسیون، انجام گماشتن، ماموریت دادن