فرهنگ آریانپور
به تعویق انداختن
#۳۲٬۷۰۰
stay
ماندن، توقف کردن، نگاه داشتن، بازداشتن، توقف، مکث، ایست، سکون، مانع، عصا، نقطه اتکاء، تکیه، مهار، حایل، توقفگاه
waive
چشم پوشیدن از، از قانون مستثنى کردن
linger
درنگ کردن، تاخیر کردن، دیر رفتن، مردد بودن، دم آخر را گذراندن
suspend
آویزان شدن یا کردن، اندروا بودن، معلق کردن، موقتا بیکار کردن، معوق گذاردن
continue
ادامه دادن، دنبال کردن
postpone
عقب انداختن، بتعویق انداختن، موکول کردن، پست تر دانستن، در درجه دوم گذاشتن
pigeonhole
خانه قفسه، طبقه، طبقه بندى کردن