فرهنگ آریان‌پور

به تعویق‌ انداختن

#۳۲٬۷۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

stay

ماندن، توقف کردن، نگاه داشتن، بازداشتن، توقف، مکث، ایست، سکون، مانع، عصا، نقطه اتکاء، تکیه، مهار، حایل، توقفگاه

۲

waive

چشم پوشیدن از، از قانون مستثنى کردن

۳

linger

درنگ کردن، تاخیر کردن، دیر رفتن، مردد بودن، دم آخر را گذراندن

۴

suspend

آویزان شدن یا کردن، اندروا بودن، معلق کردن، موقتا بیکار کردن، معوق گذاردن

۵

continue

ادامه دادن، دنبال کردن

۶

postpone

عقب انداختن، بتعویق انداختن، موکول کردن، پست تر دانستن، در درجه دوم گذاشتن

۷

pigeonhole

خانه قفسه، طبقه، طبقه بندى کردن