فرهنگ آریان‌پور

اختیار دادن

#۳٬۲۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

enable

توانا ساختن، قادر ساختن، وسیله فراهم کردن، تهیه کردن براى، اختیار دادن

۲

empower

صاحب اختیار و قدرت کردن، قدرت دادن، اختیار دادن، وکالت دادن

۳

accredit

اعتبارنامه دادن، استوارنامه دادن (به)، معتبر ساختن، اختیار دادن، اطمینان کردن (به)، مورد اطمینان بودن یا شدن، برسمیت شناختن (موسسات فرهنگى)، معتبر شناختن

۴

authorize

اجازه دادن، اختیار دادن، تصویب کردن

۵

vest

جلیقه، زیرپوش کشباف، لباس، واگذار کردن، اعطا کردن، محول کردن، ملبس شدن

۶

delegate

نمایندگى دادن، وکالت دادن، محول کردن به، نماینده