فرهنگ آریانپور
به تاخیر انداختن
#۳۲٬۶۴۴
delay
تاخیر کردن، به تاخیر انداختن، تعلل، تاخیر، به تاخیر افتادن
prolong
(prolongate =) ـ طولانى کردن، امتداد دادن، دراز کردن، امتداد یافتن، به تاخیر انداختن، طفره رفتن، به طول انجامیدن
prolongate
(prolong =) ـ طولانى کردن، امتداد دادن، دراز کردن، امتداد یافتن، به تاخیر انداختن، طفره رفتن، به طول انجامیدن
defer
عقب انداختن، بتعویق انداختن، تاخیر کردن، تسلیم شدن، احترام گذاردن
stall
جاى ایستادن اسب در طویله، آخور، غرفه، دکه چوبى کوچک، بساط، صندلى، لژ، جایگاه ویژه، به آخور بستن، از حرکت بازداشتن، ماندن، ممانعت کردن، قصور ورزیدن، دور سر گرداندن، طفره، طفره زدن
hinder
پسین، عقبى، مانع، واقع در عقب، پشتى، عقب انداختن، پاگیر شدن، بازمانده کردن، مانع شدن، بتاخیر انداختن
impede
بازداشتن، مانع شدن، ممانعت کردن
prorogue
(prorogate =) ـ تعطیل کردن، بتعویق انداختن، تعطیل شدن