فرهنگ آریانپور
به پیش
#۳۲٬۶۲۸
on
وصل، روشن، برقرار، روى، در روى، بر روى، بر، بالاى، در باره، راجع به، در مسیر، عمده، به اعتبار، به، به علت، به طرف، در بر، برتن، به پیش، به جلو، همواره، بخرج
onward
به سوى جلو، به پیش، به جلو
forwards
(forward =) ـ به طرف جلو، به پیش
ex
بى، بدون، از، در
pro
به نفع، طرفدار (کلمه مقابل con است)، جنبه مثبت، له، موافق، حرفه اى، براى، بخاطر
ahead
پیش، جلو، در امتداد حرکت کسى، رو به جلو، سر به جلو
along
همراه، جلو، پیش، در امتداد خط، موازى با طول
forth
از حالا، دور از مکان اصلى، جلو، پیش، پس، این کلمه به صورت پیشوند نیز با معانى فوق به کار مى رود، تمام کردن، بیرون از، مسیر آزاد
forward
جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن