فرهنگ آریان‌پور

به پیش

#۳۲٬۶۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

on

وصل، روشن، برقرار، روى، در روى، بر روى، بر، بالاى، در باره، راجع به، در مسیر، عمده، به اعتبار، به، به علت، به طرف، در بر، برتن، به پیش، به جلو، همواره، بخرج

۲

onward

به سوى جلو، به پیش، به جلو

۳

forwards

(forward =) ـ به طرف جلو، به پیش

۴

ex

بى، بدون، از، در

۵

pro

به نفع، طرفدار (کلمه مقابل con است)، جنبه مثبت، له، موافق، حرفه اى، براى، بخاطر

۶

ahead

پیش، جلو، در امتداد حرکت کسى، رو به جلو، سر به جلو

۷

along

همراه، جلو، پیش، در امتداد خط، موازى با طول

۸

forth

از حالا، دور از مکان اصلى، جلو، پیش، پس، این کلمه به صورت پیشوند نیز با معانى فوق به کار مى رود، تمام کردن، بیرون از، مسیر آزاد

۹

forward

جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن