فرهنگ آریان‌پور

اختیار

#۳٬۲۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

clearance

اختیار، اجازه، زدودگى، ترخیص، برداشتن مانع، گواهینامه یا کاغذ دال بر پاکى و بى عیبى، ترخیص کالا از گمرک

۲

option

خیار فسخ، خیار، اختیار، آزادى، اظهار میل، انتخاب، خصیصه اختیارى

۳

liberty

آزادى، اختیار، اجازه، فاعل مختارى

۴

mandate

وکالت نامه، قیمومت، حکم، فرمان، تعهد، اختیار

۵

adoption

مربوط به قضیه پسر خواندگى عیسى (نسبت به خدا)، اختیار، اتخاذ، قبول، اقتباس، استعمال لغت بیگانه بدون تغییر شکل آن، (حقوق) قبول به فرزندى، فرزند خواندگى

۶

authority

قدرت، توانایى، اختیار، اجازه، اعتبار، نفوذ، مدرک یا ماخذى از کتاب معتبریا سندى، نویسنده ى معتبر، منبع صحیح و موثق، (در جمع) اولیاء امور

۷

credential

استوار نامه، گواهى نامه، اعتبار نامه، اختیار

۸

attribution

نسبت دادن، اختیار، تخصیص

۹

authorization

اجازه، اختیار

۱۰

blank cheque

سند یا مهر، چک سفید، اختیار

۱۱

hand

دست، عقربه، دسته، دستخط، خط، شرکت، دخالت، کمک، طرف، پهلو، پیمان دادن، کمک کردن، با دست کارى را انجام دادن یک وجب واژه هاى شامل

۱۲

control

کنترل، کنترل کردن، نظارت کردن، تنظیم کردن، بازرسى، بازبینى، کاربرى control ـ (53)

۱۳

commission

ماموریت، تصدى، حق العمل، فرمان، حکم، هیئت، مامورین، کمیسیون، انجام گماشتن، ماموریت دادن

۱۴

discretion

بصیرت، احتیاط، حزم، نظر، راى، صلاحدید

۱۵

disposition

دررفتگى، وضع، خواست، مشرب، حالت، خو، مزاج، تمایل