فرهنگ آریانپور
به بازی گرفتن
#۳۲٬۴۸۳
rag
کهنه، لته، ژنده، لباس مندرس، کهنه شدن، بى مصرف شدن
play
بازى، نواختن ساز و غیره، سرگرمى مخصوص، تفریح، بازى کردن، تفریح کردن، ساز زدن، آلت موسیقى نواختن، زدن، رل بازى کردن، روى صحنه ى نمایش ظاهرشدن، نمایش، نمایشنامه
dally
وقت را به بازى گذراندن، طفره زدن، تاخیر کردن
flirt
لاس، حرکت تند و سبک، لاس زدن، این سو و آن سو جهیدن
tease
(teaze =) ـ آزار دادن، اذیت کردن، کسى را دست انداختن، سخنان نیشدار گفتن، اذیت، پوش دادن مو
trifle
چیز جزیى، ناچیز، ناقابل، کم بها، بازیچه قرار دادن، سرسرى گرفتن