فرهنگ آریان‌پور

به باد انتقاد گرفتن

#۳۲٬۴۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

nip

نیشگون، گاز گرفتن، کش رفتن، جوانه زدن، شکفتن، مانع رشد و نمو شدن، به باد انتقاد گرفتن، در اثر سرما بى حس شدن، صدمه زدن، دردناک بودن، جفت جفت زدن، پریدن، جیم شدن، چیز، چیزى، جزیى، نیش، زخم زبان، سرمازدگى (گیاه وجوانه ها)، طعم تند و تیز (مثل فلفل)، سوزش، دزدى، منگنه، گیره، ذره، خرده

۲

pan

ماهى تابه، روغن داغ کن، تغار، کفه ترازو، کفه، جمجمه، گودال آب، (افسانه یونان) خداى مزرعه و جنگل و جانوران و شبانان، استخراج کردن، سرخ کردن، به باد انتقاد گرفتن، به هم پیوستن، متصل کردن، به هم جور کردن، قاب پیشوندى است به معنى " همه " و " سرتاسر "

۳

strafe

با هواپیما زیر رگبار مسلسل و توپ گرفتن، به باد انتقاد گرفتن، سرگردان

۴

damn

لعنت کردن، لعنت، فحش، بسیار، خیلى

۵

tilt

کجى، کج کردن کج شدن، کج شدن، یک ور شدن، کج کردن، دراهتزاز بودن، در نوسان بودن، شیب داشتن، مسابقه نیزه سوارى، شمشیر بازى سواره درقرون وسطى، زدوخورد، منازعه، برخورد، سرعت، شتاب، پرتاب، شیب، سرازیرى، تمایل، یک ورى بودن

۶

trash

آشغال، مهمل، خاکروبه، زوائد گیاهان، به صورت آشغال در آوردن

۷

bombard

بمباران کردن، به توپ بستن

۸

lambaste

(lambast =) ـ تازیانه، شلاق، تازیانه زدن، زخم زبان زدن