فرهنگ آریان‌پور

به‌ اوج رسیدن

#۳۲٬۴۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

culminate

به اوج رسیدن، بحد اکثر ارتفاع رسیدن، بحد اعلى رسیدن

۲

climax

اوج، راس، قله، منتها درجه، به اوج رسیدن

۳

bloom

شکوفه، شکوفه کردن، گل دادنى، به کمال و زیبایى رسیدن

۴

crest

تاج، کلاله، قله، یال، بالاترین درجه، به بالاترین درجه رسیدن، ستیغ

۵

crown

تاج، فرق سر، بالاى هر چیزى، حد کمال، تاج دندان، تاج گذارى کردن، پوشاندن (دندان باطلا و غیره) ـ

۶

flourish

تزیینات نگارشى، جلوه، رشد کردن، نشو و نما کردن، پیشرفت کردن، زینت کارى کردن، شکفتن، برومند شدن، آباد شدن، گل کردن

۷

heighten

بلند کردن، بلندتر کردن، بالا بردن، زیاد کردن، شدید کردن، بسط دادن