واژههای فارسی←به اندیشه چیزی افتادنفرهنگ آریانپوربه اندیشه چیزی افتادن#۳۲٬۳۹۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱think(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردنواژههای نزدیک در الفبابه اب و هوا خو گرفتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه اب و هوای جدید خو گرفتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه ابتدا برگرداندنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه ابرو - مربوط -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه ابهت چیزی پی بردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه ابی - مایل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر