فرهنگ آریان‌پور

به انجام رساندن

#۳۲٬۳۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

follow out

به انجام رساندن، اخذ نتیجه، دنبال کردن

۲

outwork

بیشتر کار کردن از، به انجام رساندن، سنگر خارجى

۳

process

مراحل مختلف چیزى، پیشرفت تدریجى و مداوم، جریان عمل، مرحله، دوره عمل، طرز عمل، تهیه کردن، مراحلى را طى کردن، به انجام رساندن، تمام کردن، فرا گرد، فراشد، روند، فرآیند، پردازش کردن

۴

complete

کامل، تمام، کامل کردن، انجام دادن، به انجام رساندن

۵

accomplish

انجام دادن، به انجام رساندن، وفا کردن (به)، صورت گرفتن