واژههای فارسی←به انجام امری نمودن - متعهد -فرهنگ آریانپوربه انجام امری نمودن - متعهد -#۳۲٬۳۱۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱commitسپردن، مرتکب شدن، اعزام داشتن براى (مجازات و غیره)، متعهد به انجام امرى نمودن، سرسپردنواژههای نزدیک در الفبابه اب و هوا خو گرفتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه اب و هوای جدید خو گرفتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه ابتدا برگرداندنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه ابرو - مربوط -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه ابهت چیزی پی بردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه ابی - مایل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر