فرهنگ آریان‌پور

به‌ امید کسی بودن

#۳۲٬۲۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۲

depend

وابسته بودن، مربوط بودن، منوط بودن، موکول بودن، توکل کردن