فرهنگ آریانپور
اختلال
#۳٬۲۲۲
derangement
اختلال، دیوانگى
disturbance
اختلال، مزاحمت، آشوب، ناراحتى، (حقوق) تعرض
noise
خش، اختلال، پارازیت، سر و صدا، صدا، شلوغ، قیل و قال، طنین، صدا راه انداختن، شایعه و تهمت
disorder
بى نظمى، اختلال، بى ترتیبى، آشفتگى، کسالت، بر هم زدن، مختل کردن
tribulation
محنت، رنج، آزمایش سخت، عذاب، اختلال
perturbation
آشفتگى، تشویش، انحراف، اختلال
disorderliness
بى نظمى، اختلال، به هم خوردگى، آشفتگى
kettle of fish
مهمانى دانگى، آشفتگى، اختلال، کار، امر
upset
(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته
malady
ناخوشى، فاسد شدگى، بیمارى، مرض
breakdown
تفکیک، از کار افتادگى discontinuance
disruption
قطع، شکستن
dysfunction
عمل یا کار معلول و غیر عادى، عدم کار، معلولى impairment