فرهنگ آریان‌پور

به اسانی

#۳۲٬۱۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

swimmingly

به اسانى، بیمانع

۲

facile

آسان، به آسانى، به آسانى قابل اجرا، سهل الحصول

۳

easily

آسان، سهل، بى زحمت، آسوده، ملایم، روان، سلیس easy

۴

readily

آماده کردن، مهیا کردن، حاضر کردن، آماده ready