فرهنگ آریان‌پور

به‌ اسانی

#۳۲٬۱۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

easy

آسان، سهل، بى زحمت، آسوده، ملایم، روان، سلیس

۲

easily

آسان، سهل، بى زحمت، آسوده، ملایم، روان، سلیس easy

۳

simply

بسادگى، واقعاً، حقیقتاً smoothly

۴

readily

آماده کردن، مهیا کردن، حاضر کردن، آماده ready