فرهنگ آریان‌پور

به - مربوط -

#۳۲٬۰۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

for

براى، به جهت، بواسطه، به جاى، از طرف، به ب هاى، درمدت، به قدر، در برابر، در مقابل، بر له، به طرفدارى از، مربوط به، مال، براى این که، زیرا که، چونکه

۲

anent

همراهى (با)، در مشارکت با، مربوط به، دراطراف

۳

as to

در باره ى، راجع به، عطف به، مربوط به

۴

as for

با توجه به، مربوط به، (مانند as for me)