به
#۳۲٬۰۶۶
at
به سوى، به طرف، به، در، پهلوى، نزدیک، دم، بنابر، در نتیجه، بر حسب، از قرار، بقرار، سرتاسر، مشغول
by
به دست، بتوسط، با، به وسیله، از، بواسطه، پهلوى، نزدیک، کنار، از نزدیک، از پهلوى، از کنار، درکنار، از پهلو، محل سکنى، فرعى، درجه دوم
bah
به، علامت تعجب حاکى از اهانت و تحقیر
ho
(علامت تعجب و خوشوقتى یا غضب) ها، اى، به، اهوى، هاى
in
پیشوندى است به معنى " در داخل " و " به سوى " و " نه "، در، توى، اندر، لاى، درظرف، هنگام، به، بر، با، بالاى، روى، از، باب روز درونى، شامل، نزدیک، دم دست، داخلى رسیده، آمده، درتوى، به طرف، نزدیک ساحل، با امتیاز، با مصونیت در میان گذاشتن، جمع کردن شاغلین، زاویه in ـ (89)
oh
ها، به، وه (علامت تعجب و اندوه) ـ علامت صفر، عددصفر
on
وصل، روشن، برقرار، روى، در روى، بر روى، بر، بالاى، در باره، راجع به، در مسیر، عمده، به اعتبار، به، به علت، به طرف، در بر، برتن، به پیش، به جلو، همواره، بخرج
for
براى، به جهت، بواسطه، به جاى، از طرف، به ب هاى، درمدت، به قدر، در برابر، در مقابل، بر له، به طرفدارى از، مربوط به، مال، براى این که، زیرا که، چونکه واژه هاى شامل
unto
(to =) ـ به سوى، سوى، به طرف، روبطرف، پیش، نزد، تا نسبت به، در، دربرابر، برحسب، مطابق، بنا بر، علامت مصدر انگلیسى است حساب
into
توى، اندر، در میان، در ظرف، به، به سوى، به طرف، نسبت به، مقارن
quince
(گیاه شناسى) درخت به، به
against
دربرابر، در مقابل، پیوسته، مجاور، به سوى، مقارن، بر ضد، مخالف، علیه، به، بر، با
quincunx
(گیاه شناسى) درخت به، به، شکلى داراى پنج واحد یا نفش یک جور، آرایش پنج تایى گل یا برگ گیاه
a
حرف اول الفباى انگلیسى، حرف اضافه مثبت