فرهنگ آریان‌پور

بنیانی

#۳۲٬۰۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

fundametal

بنیانى، اساسى، اصلى، بنیادى، تشکیل دهنده، واجب

۲

basic

اساسى، اصلى، تهى، بنیانى، پایه اى

۳

organic

عضوى، ساختمانى، موثر در ساختمان اندام، اندام دار، اساسى، اصلى، ذاتى، بنیانى، حیوانى، آلى، وابسته به شیمى آلى، وابسته به موجود آلى

۴

basal

اساسى، مربوط به ته یا بنیان