فرهنگ آریان‌پور

بنیاد

#۳۲٬۰۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

base

پایه، مبنا، پایگاه، ته، زمینه، اساس، بنیاد، ته ستون، تکیه گاه، فرومایه، (موسیقى) صداى بم، بنیان نهادن، مبنا قرار دادن، پست، شالوده

۲

root

(گیاه شناسى) ریشه، بن، اصل، (در جمع) اصول، بنیاد، بنیان، پایه، اساس، سرچشمه، زمینه، ریشه کن کردن، داد زدن، غریدن، از عددى ریشه گرفتن، ریشه دار کردن، ریشه

۳

basis

اساس، پایه، مبنا، ماخذ، زمینه، بنیان، بنیاد

۴

subbase

زیر بنا، بنیاد، قرارگاه

۵

fundament

پى، ته، اساس، پایه، بنیاد

۶

institute

انجمن علمى، بنگاه فرهنگى، بنیاد گذاشتن، بنیاد نهادن، برقرار کردن، تاسیس کردن، موسسه، بنداد، بنگاه، بنیاد، انجمن، هیئت شورا، فرمان، اصل قانونى، مقررات

۷

foundation

شالوده، پایه، پى، پى ریزى، اساس، بنیاد، تاسیس، بنیان، بنگاه، موسسه خیریه

۸

substratum

زیر لایه، طبقه زیر، بنیاد، پى

۹

cornerstone

سنگ گوشه، نبشى، (مجازى) بنیاد، اساس

۱۰

radical

ریشه، قسمت اصلى، اصل، سیاست مدار افراطى، طرفدار اصلاحات اساسى، بنیان، بن رست، ریشگى، (ریاضى) علامت رادیکال

۱۱

institution

تاسیس قضایى، اصل حقوقى، بنگاه، موسسه، رسم معمول، عرف، نهاد

۱۲

substructure

(substruction =) ـ زیرساخت، زیر سازى، زیر ساختمان، زیر بنا