بنیاد
#۳۲٬۰۰۳
base
پایه، مبنا، پایگاه، ته، زمینه، اساس، بنیاد، ته ستون، تکیه گاه، فرومایه، (موسیقى) صداى بم، بنیان نهادن، مبنا قرار دادن، پست، شالوده
root
(گیاه شناسى) ریشه، بن، اصل، (در جمع) اصول، بنیاد، بنیان، پایه، اساس، سرچشمه، زمینه، ریشه کن کردن، داد زدن، غریدن، از عددى ریشه گرفتن، ریشه دار کردن، ریشه
basis
اساس، پایه، مبنا، ماخذ، زمینه، بنیان، بنیاد
subbase
زیر بنا، بنیاد، قرارگاه
fundament
پى، ته، اساس، پایه، بنیاد
institute
انجمن علمى، بنگاه فرهنگى، بنیاد گذاشتن، بنیاد نهادن، برقرار کردن، تاسیس کردن، موسسه، بنداد، بنگاه، بنیاد، انجمن، هیئت شورا، فرمان، اصل قانونى، مقررات
foundation
شالوده، پایه، پى، پى ریزى، اساس، بنیاد، تاسیس، بنیان، بنگاه، موسسه خیریه
substratum
زیر لایه، طبقه زیر، بنیاد، پى
cornerstone
سنگ گوشه، نبشى، (مجازى) بنیاد، اساس
radical
ریشه، قسمت اصلى، اصل، سیاست مدار افراطى، طرفدار اصلاحات اساسى، بنیان، بن رست، ریشگى، (ریاضى) علامت رادیکال
institution
تاسیس قضایى، اصل حقوقى، بنگاه، موسسه، رسم معمول، عرف، نهاد
substructure
(substruction =) ـ زیرساخت، زیر سازى، زیر ساختمان، زیر بنا