بندی کردن - طبقه -
#۳۱٬۸۸۴
class
رده، کلاس، دسته، طبقه، زمره، جور، نوع، طبقه بندى کردن، هماموزگان، رسته، گروه
grade
درجه، نمره، درجه بندى کردن، نمره دادن، پایه، درجه بندى، رتبه، مرحله، درجه شدت (مرض و تب)، انحراف از سطح تراز، الگوى لباس، ارزش نسبى سنگ معدنى، درجه مواد معدنى، دسته بندى کردن، طبقه بندى کردن، جور کردن، با هم آمیختن، اصلاح نژاد کردن، هموار کردن، شیب منظم دادن، تسطیح کردن
label
برچسب، برچسب زدن، اتیکت، متمم سند یا نوشته، تکه باریک، لقب، اصطلاح خاص، طبقه بندى کردن
layer
لایه، چینه، لا، طبقه بندى کردن، مطبق کردن، ورقه ورقه، ورقه
assort
جور کردن، طبقه بندى کردن، مناسب بودن، هم نشین شدن
classify
دسته بندى کردن، طبقه بندى کردن، رده بندى کردن
systemize
داراى همست کردن، طبقه بندى کردن
categorize
رسته بندى کردن، رده بندى کردن، طبقه بندى کردن، دسته بندى کردن
pigeonhole
خانه قفسه، طبقه، طبقه بندى کردن
break down
سقوط ناگهانى، درهم شکننده، فرو ریختن، درهم شکستن، از اثر انداختن، تجزیه کردن، طبقه بندى کردن، تقسیم بندى کردن