فرهنگ آریانپور
بندی کردن - سرهم -
#۳۱٬۸۷۹
slub
ابریشم نیم تاب، نخ نیم تاب، پشم نیم رشته، سرهم بندى کردن، کثیف کردن
fudge
غذایى که از مخلوط شکلات و شیر و قند درست شده باشد، سخن بى معنى و بیهوده، جفنگ، نوعى رنگ قهوه اى، سرهم بندى کردن، فریفتن، آهسته حرکت کردن، طفره رفتن، پنهان شدن
bollix
به هم ریختن، سرهم بندى کردن، قاطى پاتى کردن
bumble
وزوز کردن، صداى زنبور کردن، اشتباه کارى کردن، سرهم بندى کردن
bungle
سرهم بندى کردن، سنبل کردن، خراب کردن، خام دستى
bunlge
سرهم بندى کردن، سنبل کردن، ناشیگرى، خطا کردن
foozle
با خام دستى زدن، بدزدن، سرهم بندى کردن، بد ساختن، ضربت نادرست، خام دستى
flimflam
حقه بازى کردن، سرهم بندى کردن، حقه بازى
railroad
راه آهن، با راه آهن فرستادن یا سفر کردن، سرهم بندى کردن، پاپوش درست کردن
jerry build
بنا سازى کردن، سرهم بندى کردن، با مصالح ارزان ساختمان کردن