اختلاط
#۳٬۱۸۶
welter
اختلاط، درهم و برهمى، خشکى، پژمردگى، آغشتن، غلت زدن
macedoine
اختلاط، مخلوط، مخلوطى از سبزیجات پخته که در سالاد یا روى لرزانک و امثال آن به کار مى رود
commixture
اختلاط، ترکیب
glomeration
اختلاط، توده شدن
conglomerate
اختلاط، کلوخه شده، گرد شدن، جوش سنگ
intermixture
اختلاط، امتزاج
mix
آمیختن، آمیزه، مخلوط، درهم کردن، آشوردن، سرشتن، قاتى کردن، مخلوط کردن، اختلاط
brew
به وسیله جوشاندن و تخمیر آبجو ساختن، دم کردن، سرشتن، آمیختن، اختلاط
medley
آمیخته، اختلاط، مختلط، رنگارنگ، زد و خورد، (موسیقى) قطعه موسیقى مختلط
melange
آمیزه، ترکیب، مخلوط، آمیختگى، اختلاط
mixture
آشوره، مخلوط، ترکیب، آمیزش، اختلاط، آمیزه، مخلوطى
glomerate
(conglomerate، agglomerate) اختلاط، کلوخه شده
integrate
تمام کردن، کامل کردن، درست کردن، یکى کردن، تابعه اولیه چیزى را گرفتن، اختلاط
synthesis
صنع، ترکیب، اختلاط، تلفیق، (شیمى) امتزاج، پیوند، هم گذارى
chat
گپ زدن، دوستانه حرف زدن، سخن دوستانه، درددل، گپ واژه هاى شامل
amalgam
آلیاژ جیوه با چند فلز دیگرکه براى پر کردن دندان و آئینه سازى به کار مى رود، ترکیب مخلوط، ملقمه
admixture
مخلوط، ترکیب، هم آمیزه