فرهنگ آریان‌پور

بندی - جدول -

#۳۱٬۷۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

tab

جدول بندى، زائده، صورت حساب، هزینه، برگ، باریکه، حساب، شمارش، باریکه دادن به، نوار زدن به، نشان دار کردن، گلچین کردن

۲

tabulating

جدول بندى کردن، فهرست کردن، مسطح کردن، تخت کردن، تخت و مسطح، هموار

۳

tabulation

جدول بندى، تنظیم به صورت جدول، تسطیح