فرهنگ آریان‌پور

بندرگاه

#۳۱٬۷۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

haven

بندرگاه، لنگرگاه، (معنى مجازى) پناهگاه، جاى امن

۲

port

بندر، بندرگاه، لنگرگاه، مامن، مبدا مسافرت، فرودگاه هواپیما، بندر ورودى، درب، دورازه، در رو، مخرج، شراب شیرین، بارگیرى کردن، به بندر آوردن، حمل کردن، بردن، ترابردن، درگاه

۳

harbor

لنگرگاه، بندرگاه، پناهگاه، پناه دادن، پناه بردن، لنگر انداختن، پروردن

۴

strand

کنار دریا، کنار رود، کرانه، بندرگاه، رشته، لا، لایه، رودخانه، مجرا، مسیر، رسیدن، بصخره خوردن کشتى، تنها گذاشتن، گیر افتادن، متروک ماندن، به هم بافتن و به صورت طناب درآوردن

۵

harbour

لنگرگاه، بندرگاه، پناهگاه، پناه دادن، پناه بردن، لنگر انداختن، پروردن

۶

dock

بارانداز، لنگرگاه، بریدن، کوتاه کردن، جاخالى کردن، موقوف کردن، جاى محکوم یا زندانى در محکمه