فرهنگ آریان‌پور

بنداوردن

#۳۱٬۷۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

dam

سد، آب بند، بند، سد ساختن، مانع شدن یا ایجاد مانع کردن، محدود کردن

۲

block

بند آوردن، انسداد، جعبه قرقره، اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصى، بلوک، کنده، مانع و رادع، قطعه، بستن، مسدود کردن، مانع شدن از، بازداشتن، قالب کردن، توده، قلنبه، کند، سد

۳

close

به دقت