فرهنگ آریان‌پور

بنداری‌ کردن

#۳۱٬۷۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

hoard

اندوخته، ذخیره، احتکار، ذخیره کردن (بیشتر با up)، احتکار کردن، انباشتن، گنج

۲

speculate

اندیشیدن، تفکر کردن، معاملات قمارى کردن، احتکار کردن، سفته بازى کردن