فرهنگ آریان‌پور

بند و بار - بی -

#۳۱٬۶۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

slop

هر نوع لباس گشاد رویى، روپوش کتانى پزشکان و امثال آن، شلوار گشاد، لجن، باتلاق، مشروب رقیق و بى مزه، غذاى رقیق و بى مزه، پساب آشپزخانه و امثال آن، تفاله، آدم بى بند و بار، آدم کثیف، لبریز شدن، آشغال خورى

۲

loose

شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن

۳

skulk

(در مورد روباه) دسته، گروه، دزدکى حرکت کردن، از زیر مسئولیت فرار کردن، آدم بى بند و بار

۴

footloose

بى بند و بار، آزاد

۵

profligate

هرزه، بى بند و بار، فاسد الاخلاق، ولخرج

۶

unrestrained

بى لجام، مطلق، آزاد، نامحدود، بى بند و بار

۷

free living

خوش گذران، عیاش، تسلیم هواى نفس، بى بند و بار

۸

laisser faire

(laissez faire =) ـ عدم مداخله، سیاست عدم مداخله دولت در امور اقتصادى، سیاست اقتصاد آزاد، بى بند و بار

۹

laissez faire

(laisser faire =) ـ عدم مداخله، سیاست عدم مداخله دولت در امور اقتصادى، سیاست اقتصاد آزاد، بى بند و بار