واژههای فارسی←بند اورنده جریان خون - عامل -فرهنگ آریانپوربند اورنده جریان خون - عامل -#۳۱٬۵۹۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱hemostatعامل بند آورنده جریان خون، (پزشکى) اسباب یا دارویى براى بند آوردن خونریزىواژههای نزدیک در الفبابنجل - جنس -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبنجل خرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبنجل شمردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبنجل فروشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبنجل و کهنه - جنس -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبنجلیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر