فرهنگ آریانپور
بند امدن
#۳۱٬۵۸۰
clog
کنده، کلوخه، قید، پابند، ترمز سنگین کردن، کند کردن، مسدود کردن، بستن (لوله)، متراکم و انباشته کردن، زیادى پر کردن، لخته شدن
plug
توپى، سوراخ گیره، در، سر، قاش، قاچ، دوشاخه کلید اتصال، سربطرى، توپى گذاشتن (در)، بستن، درچیزى را گرفتن، قاچ کردن، تیر زدن، برق وصل کردن، دو شاخه
cease
ایستادن، موقوف شدن، دست کشیدن، گرفتن، وقفه، ایست، توقف