فرهنگ آریان‌پور

بمورد

#۳۱٬۴۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

fitting

مناسب، بجا، بمورد، بموقع، پرو لباس، جفت سازى، سوار کنى، لوازم

۲

well timed

بموقع، بجا، بمورد، بهنگام، در وقت مناسب