فرهنگ آریان‌پور

بمباران‌ کردن

#۳۱٬۳۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

bombard

بمباران کردن، به توپ بستن

۲

bomb

بمب، نارنجک، بمباران کردن، (نفت) مخزن