فرهنگ آریانپور
بمب
#۳۱٬۳۳۶
bomb
بمب، نارنجک، بمباران کردن، (نفت) مخزن
bombshell
بمب، امر تعجب آور
charge
تصدى، عهده دارى، حمله، اتهام، هزینه، وزن، مسئولیت، گماشتن، عهده دار کردن، زیربار کشیدن، متهم ساختن، مطالبه (بها)، پر کردن (باترى و تفنگ)، مورد حمایت، بار، مطالبه هزینه