واژههای فارسی←بلیط سفر کردن - بی -فرهنگ آریانپوربلیط سفر کردن - بی -#۳۱٬۳۱۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱deadheadکسى که بدون بلیط سوار (ترن و غیره) شود، بى بلیط سفر کردنواژههای نزدیک در الفبابلهوسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبلهوسانهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبلهوسیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبلیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبلی!مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبلی گفتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر