فرهنگ آریان‌پور

بلیط

#۳۱٬۲۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

ticket

بلیط، ورقه، آگهى، برچسب، برچسب زدن به، بلیط منتشر کردن، بلیط دار کردن

۲

card

کارت، برگ، ورق، ورق بازى، گنجفه، کارت ویزیت، بلیط، مقوا، کارت تبریک، کارت عضویت، ورق بازى کردن، پنبه زنى، ماشین پرداخت پارچه card ـ (52)

۳

pass

گذشتن، عبور کردن، رد شدن، سپرى شدن، تصویب کردن، قبول شدن، رخ دادن، قبول کردن، تمام شدن، وفات کردن، پاس، سبقت گرفتن از، خطور کردن، پاس دادن، رایج شدن، اجتناب کردن، گذر، عبور، گذرگاه، راه، گردونه، گدوک، پروانه، جواز، گذرنامه، بلیط، گذراندن، تصویب شدن

۴

tariff

تعرفه، تعرفه گمرگى، تعرفه بندى کردن