فرهنگ آریان‌پور

بلوف زدن

#۳۱٬۲۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

puff

فوت، پف، دود و یا بخار، قسمت پف کرده جامه زنانه، غذاى پف دار، مشروب گازدار، پفک، پک زدن، چپق یا سیگار کشیدن، بلوف زدن، لاف زدن، پف کردن، منفجر کردن، منفجر شدن، وزش باد، وزیدن

۲

overbid

(past: overbid ; past participle: overbid) ـ پیشنهاد زیادتر، زیادتر پیشنهاد کردن (در مناقصه و مزایده) overplay