فرهنگ آریانپور
بلوف زدن
#۳۱٬۲۷۴
puff
فوت، پف، دود و یا بخار، قسمت پف کرده جامه زنانه، غذاى پف دار، مشروب گازدار، پفک، پک زدن، چپق یا سیگار کشیدن، بلوف زدن، لاف زدن، پف کردن، منفجر کردن، منفجر شدن، وزش باد، وزیدن
overbid
(past: overbid ; past participle: overbid) ـ پیشنهاد زیادتر، زیادتر پیشنهاد کردن (در مناقصه و مزایده) overplay