فرهنگ آریان‌پور

بلوغ - سن -

#۳۱٬۲۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

age

عمر، سن، پیرى، سن بلوغ، دوره، عصر پیرشدن، پیرنما کردن، کهنه شدن (شراب) ـ

۲

puberty

بلوغ، رسیدگى، سن بلوغ

۳

pubescence

سن بلوغ، بلوغ، رویش مو در پشت زهار