واژههای فارسی←بلوا راه انداختنفرهنگ آریانپوربلوا راه انداختن#۳۱٬۱۹۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱riotآشوب، شورش، فتنه، بلوا، غوغا، داد و بیداد، عیاشى کردن، شورش کردنواژههای نزدیک در الفبابلدرچین - خانواده -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبلدرچین امریکاییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبلدیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبلدی - انجمن -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبلرزه دراورندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبلز پاسکالمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر