فرهنگ آریانپور
بلوا
#۳۱٬۱۸۹
riot
آشوب، شورش، فتنه، بلوا، غوغا، داد و بیداد، عیاشى کردن، شورش کردن
fracas
قیل و قال، مزاحمت، زد و خورد، بلوا
uproar
هنگامه، غوغا، بلوا، داد و بیداد، غریو، شورش، همهمه
putsch
توطئه محرمانه براى بر انداختن حکومت
unrest
ناآرامى، آشوب، آشفتگى، اضطراب، بى قرارى، بیتابى
ruction
(در گویش) همهمه، سر و صدا، قیل و قال، داد
trouble
آزار، آزار دادن، رنجه کردن، زحمت دادن، دچار کردن، آشفتن، مصدع شدن، مزاحمت، زحمت، رنجه
uprising
برخاستن، طغیان کردن، به بالا رفتن، طلوع کردن، بالا آمدن، از خواب برخاستن
disorder
بى نظمى، اختلال، بى ترتیبى، آشفتگى، کسالت، بر هم زدن، مختل کردن
agitation
سرآسیمگى، آشفتگى، هیجان، تلاطم، تحریک