فرهنگ آریان‌پور

بلندتر بودن

#۳۱٬۱۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

overtop

برتى جستن بر، فائق آمدن بر، بلندتر بودن

۲

top

سر، نوک، فرق، رو، قله، اوج، راس، روپوش، کروک، رویه، درجه یک فوقانى، کج کردن، سرازیر شدن، بالا، فوقانى، عالى

۳

rise

(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز

۴

tower

برج، قلعه (مثل برج) بلند بودن