واژههای فارسی←بلند کردن چیزیفرهنگ آریانپوربلند کردن چیزی#۳۱٬۰۸۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱steal(past: stole ; past participle: stolen) ـ دستبرد زدن، دزدیدن، بسرقت بردن، ربودن، بلند کردن چیزىواژههای نزدیک در الفبابلدرچین - خانواده -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبلدرچین امریکاییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبلدیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبلدی - انجمن -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبلرزه دراورندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبلز پاسکالمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر