فرهنگ آریان‌پور

بلند کردن

#۳۱٬۰۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

exalt

بلند کردن، متعال کردن، تجلیل کردن، تمجید کردن

۲

elevate

بلند کردن، بالا بردن، ترفیع دادن، عالى کردن، نشاط دادن، افراشتن

۳

heighten

بلند کردن، بلندتر کردن، بالا بردن، زیاد کردن، شدید کردن، بسط دادن

۴

heft

سنگین، ثقیل، بخش عمده، بلند کردن

۵

extol

(extoll =) ـ بلند کردن، ارتقاء دادن، اغراق گفتن، ستودن

۶

heave

(past: heaved, hove ; past participle: heaved, hove) ـ بلند کردن، کشیدن، بزرگ کردن، جابجا کردن، باد کردن، تقلا کردن

۷

enhance

بالا بردن، افزودن، زیاد کردن، بلند کردن

۸

ennoble

شریف گردانیدن، شرافت دادن، بلند کردن، تجلیل کردن

۹

enthrone

برتخت سلطنت نشاندن، بلند کردن، بالا بردن

۱۰

hook

قلاب، چنگک، (مجازى) دام، تله، ضربه، به شکل قلاب درآوردن، کج کردن، گرفتار کردن، به دام انداختن، ربودن، گیر آوردن hook خودمانی‌

۱۱

sneak

دزدکى حرکت کردن، خود را پنهان ساختن، حرکت پنهانى

۱۲

swipe

ضربت سخت، حرکت جاروبى، جرعه طولانى، ضربه تند و شدید زدن، کش رفتن پوشاک‌

۱۳

mooch

ولگردى کردن، تلکه کردن

۱۴

lengthen

دراز کردن، طولانى کردن، کشیدن، دراز شدن، تطویل