فرهنگ آریان‌پور

بلند پایه

#۳۱٬۰۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

high

فراز، بلند، مرتفع، عالى، جاى مرتفع، بلند پایه، متعال، رشید، زیاد، وافر گران، گزاف، خشمگینانه، خشن، متکبر، متکبرانه، تند زیاد، با صداى زیر، با صداى بلند، بو گرفته، اندکى فاسد high ـ (53)

۲

lofty

ارجمند، رفیع، عالى، بلند، بزرگ، بلند پایه، مغرورانه

۳

sublime

برین، والا، رفیع، بلند پایه، عرشى

۴

top

سر، نوک، فرق، رو، قله، اوج، راس، روپوش، کروک، رویه، درجه یک فوقانى، کج کردن، سرازیر شدن، بالا، فوقانى، عالى top toplevel

۵

ranking

رتبه، رتبه بندى کردن، (در مورد جانور) طلب شده، ترتیب، نظم، شکل، سلسله، مقام، صف، ردیف، قطار، رشته، شان، آراستن، منظم کردن، درجه دادن، دسته بندى کردن، انبوه، ترشیده، جلف rank

۶

superior

بالایى، بالاتر، مافوق، ارشد، برتر، ممتاز