فرهنگ آریان‌پور

بلند

#۳۰٬۹۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

aloud

بلند، با صداى بلند

۲

exalted

بلند کردن، متعال کردن، تجلیل کردن، تمجید کردن

۳

highfalutin

بلند، پرطمطراق، اغراق آمیز، قلنبه

۴

loud

با صداى بلند، بلند آوا، پر صدا، گوش خراش، زرق و برق دار، پرجلوه، رسا، مشهور

۵

high

فراز، بلند، مرتفع، عالى، جاى مرتفع، بلند پایه، متعال، رشید، زیاد، وافر گران، گزاف، خشمگینانه، خشن، متکبر، متکبرانه، تند زیاد، با صداى زیر، با صداى بلند، بو گرفته، اندکى فاسد high ـ (53)

۶

forte

هنر، جنبه قوى، لبه تیز شمشیر، (موسیقى) بلند، موسیقى بلند

۷

eminent

برجسته، بلند، متعال، (مجازى) بزرگ، والا مقام، هویدا eminent صدا

۸

grandiose

بزرگ نما، عالى نما، پر آب و تاب، بلند

۹

big

بزرگ، با عظمت، سترک، ستبر، آدم برجسته، آبستن، داراى شکم برآمده big به‌ معنی‌ دراز fullthroated

۱۰

out

خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)

۱۱

long

دراز، طولانى، طویل، مدید، کشیده، دیر، گذشته از وقت اشتیاق داشتن، میل داشتن، آرزوى چیزى را داشتن، طولانى کردن، (در شعر) مناسب بودن

۱۲

uphill

سر بالایى، جاده سربالا، دشوار، مشکل

۱۳

plangent

(در مورد صدا) پیچنده و پر ارتعاش، پر صدا