بلند
#۳۰٬۹۹۴
aloud
بلند، با صداى بلند
exalted
بلند کردن، متعال کردن، تجلیل کردن، تمجید کردن
highfalutin
بلند، پرطمطراق، اغراق آمیز، قلنبه
loud
با صداى بلند، بلند آوا، پر صدا، گوش خراش، زرق و برق دار، پرجلوه، رسا، مشهور
high
فراز، بلند، مرتفع، عالى، جاى مرتفع، بلند پایه، متعال، رشید، زیاد، وافر گران، گزاف، خشمگینانه، خشن، متکبر، متکبرانه، تند زیاد، با صداى زیر، با صداى بلند، بو گرفته، اندکى فاسد high ـ (53)
forte
هنر، جنبه قوى، لبه تیز شمشیر، (موسیقى) بلند، موسیقى بلند
eminent
برجسته، بلند، متعال، (مجازى) بزرگ، والا مقام، هویدا eminent صدا
grandiose
بزرگ نما، عالى نما، پر آب و تاب، بلند
big
بزرگ، با عظمت، سترک، ستبر، آدم برجسته، آبستن، داراى شکم برآمده big به معنی دراز fullthroated
out
خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)
long
دراز، طولانى، طویل، مدید، کشیده، دیر، گذشته از وقت اشتیاق داشتن، میل داشتن، آرزوى چیزى را داشتن، طولانى کردن، (در شعر) مناسب بودن
uphill
سر بالایى، جاده سربالا، دشوار، مشکل
plangent
(در مورد صدا) پیچنده و پر ارتعاش، پر صدا