فرهنگ آریانپور
بلغور
#۳۰٬۹۸۰
meal
غذا، خوراکى، شام یا نهار، آرد (معمولاً غیر از آرد گندم) بلغور
grout
آرد خشن، ملاط رقیق، دوغاب، تفاله، (در جمع) بلغور، قطعات کوچک و نامنظم سنگ، دوغاب (بین آجرها) ریختن
furmity
(frumenty =) ـ گندمى که پوست آن را کنده بجوشانند و دارچین و شیرینى به آن بزنند، بلغور
frumenty
گندمى که پوست آن را کنده بجوشانند و دارچین و شیرینى به آن بزنند، بلغور
grits
سنگریزه، شن، ریگ، خاک، ماسه سنگ، ثبات، استحکام، نخاله، سائیدن، آسیاب کردن، آزردن groats