فرهنگ آریان‌پور

بلغور

#۳۰٬۹۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

meal

غذا، خوراکى، شام یا نهار، آرد (معمولاً غیر از آرد گندم) بلغور

۲

grout

آرد خشن، ملاط رقیق، دوغاب، تفاله، (در جمع) بلغور، قطعات کوچک و نامنظم سنگ، دوغاب (بین آجرها) ریختن

۳

furmity

(frumenty =) ـ گندمى که پوست آن را کنده بجوشانند و دارچین و شیرینى به آن بزنند، بلغور

۴

frumenty

گندمى که پوست آن را کنده بجوشانند و دارچین و شیرینى به آن بزنند، بلغور

۵

grits

سنگریزه، شن، ریگ، خاک، ماسه سنگ، ثبات، استحکام، نخاله، سائیدن، آسیاب کردن، آزردن groats