فرهنگ آریان‌پور

بلعیدن

#۳۰٬۹۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

devour

بلعیدن، فرو بردن، حریصانه خوردن

۲

guzzle

بلعیدن، حریصانه خوردن، سرکشیدن

۳

gull

(جانور شناسى) یاعو، مرغ نوروزى، نوعى رنگ خاکسترى کمرنگ، (سابقا) حریصانه خوردن، بلعیدن، حفر کردن، آدم ساده لوح و زود باور، گول، گول زدن، مغبون کردن، گود کردن

۴

pouch

کیسه، کیسه کوچک، کیف پول، چنته، درجیب گذاردن، بلعیدن

۵

engorge

حریصانه خوردن، بلعیدن

۶

swallow

پرستو، چلچله، مرى، عمل بلع، فورت دادن، فرو بردن، بلعیدن

۷

swizzle

انواع مشروبات الکلى محتوى یخ و شکر، مشروب مست کننده، آشامیدن، بلعیدن

۸

ingurgitate

(معنى مجازى) حریصانه قورت دادن، بلعیدن، (مجازى) فرا گرفتن، زیاد پر کردن

۹

bolt

پیچ، توپ پارچه، از جاجستن، رها کردن راست، به طور عمودى، مستقیما، ناگهان

۱۰

gulp

قورت، جرعه، لقمه بزرگ، بلع، قورت دادن، فرو بردن، صداى حاصله از عمل بلع

۱۱

wolf

(جانور شناسى) گرگ، حریصانه خوردن، بوحشت انداختن

۱۲

gobble

حریصانه خوردن، تند خوردن، قورت دادن، صداى بوقلمون در آوردن

۱۳

ingest

به شکم فرو بردن، قورت دادن، در هیختن

۱۴

consume

مصرف کردن، تحلیل رفتن، از پا درآمدن