فرهنگ آریانپور
بلد بودن
#۳۰٬۹۳۵
has
داشتن، مجبور بودن، وادار کردن، صرف کردن، بلد بودن
know
(past: knew ; past participle: known) ـ دانستن، آگاه بودن، شناختن
#۳۰٬۹۳۵
داشتن، مجبور بودن، وادار کردن، صرف کردن، بلد بودن
(past: knew ; past participle: known) ـ دانستن، آگاه بودن، شناختن