فرهنگ آریان‌پور

بلاواسطه

#۳۰٬۹۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

immediately

بى درنگ، فورى، بلافاصله، بلا واسطه، پهلویى، آنى، ضرورى، بلافصل immediate