فرهنگ آریان‌پور

بلامقدمه

#۳۰٬۹۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

flat

پهن، تخت، مسطح، هموار، صاف، بى تنوع، یک دست، خنک، بى مزه، قسمت پهن، جلگه، دشت، آپارتمان، قسمتى از یک عمارت flat freeform

۲

hasty

عجول، شتاب زده، دست پاچه، تند، زودرس

۳

abrupt

تند، پرتگاه دار، سراشیبى، ناگهان، ناگهانى، بیخبر، درشت، جدا کردن cold turkey

۴

spontaneous

خود به خود، خود انگیز، بى اختیار، فورى unplanned