فرهنگ آریانپور
بلافاصله
#۳۰٬۹۰۰
immediate
بى درنگ، فورى، بلافاصله، بلا واسطه، پهلویى، آنى، ضرورى، بلافصل
soon
بزودى، زود، عنقریب، قریبا، طولى نکشید
readily
آماده کردن، مهیا کردن، حاضر کردن، آماده ready
forthwith
آنا، فوراً، بیدرنگ
presently
بزودى، عنقریب، لزوما، حتما، آنا، فعلا
thereupon
درنتیجه، بنابر این، بیدرنگ، پس از آن
straightway
بلادرنگ، فوراً، مستقیما، سر راست